تبليغاتX
آخرین شاهزاده

آخرین شاهزاده

live free

در نزن که بازه در // واسه حرفای تازه تر 

سواره کلمات بشیم کم کم // اگه پایه ای بشین ترکم 

دربست بریم به مرکزو // مرحم بدیم به هر زخم و 

برگشتم...

I'm here,in the Dark with all My Scars on,But steel Won't Give Up

زندگیمون و روی ساز میرقصونیم به هر دلیل به هر کجا که میخوایم میبریم
پای به پای ترس بین راه اسمون به هر دلیل به هر کجا که بگی سر زدیم

1 سری ایده نو دارم ...

به نوشتن 1 فیلمنامه دارم فکر می کنم اما به نظر می رسه که ساختش خیلی دشوار باشه.

World is showing me a totall new side ,i'm full of Energy most of the times i can sence Beauties of Life commonly that's so different and it Rocks

 از تموم دردا توی سرما و گرما پلی ساختیم ما از نمه زیرزمین ها تا اسمون ها
دستای ما خالی مغرور اما فدا کردیم ما خواب شبارو واسه ارزوها


 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 1:48  توسط شاهين  | 

روز آخر...

بسیار فکر کردم که چه بنویسم و چگونه توصیفش کنم اما توصیف مناسب نبود.

بلاخره گذشت از شب نشینی های دور هم و شراب شیراز و فیلم گرفته تا پرسه زنی در خیابان های شهر...

از روزهای خوش کنار هم گرفته تا دلتنگی ها و نامردمی ها.

فکر می کردم روز آخر روز خیلی خاصی باشد فکر می کردم کلی اتفاق روی دهد اما این طور نبود راحت تر از همیشه از هم جدا شدیم تلاقی نگاه ها با هم خداحافظی سردی داشت.

ابتدا کمی گیج بودم اما الان که فکر می کنم می بینم این جدایی هم زیبایی خاص خودش رو داشت زیبایی که قابل بیان نیست مثل احساسی که بعد از خواندن شعرهای سهراب پیدا می  کنی.

من هم مثل خودش مرموز و شگفت انگیز برخورد می کنم : روز آخر هم گذشت...

دلم گرفته

دلم عجیب گرفته است.

و هیچ چیز

نه این دقایق خوش بو که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش

نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست

نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف

نمی رهاند .

و فکر می کنم

که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد.

                                                                                   شاهین

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت 11:36  توسط شاهين  | 

 فرانتس فانون می گوید:

در آغاز که اروپاییان به آفریقا آمدند آن ها انجیل داشتند و ما زمین اما پس از مدتی ما انجیل داشتیم و آن ها زمین!

اسم :دشنام شنیده.  اسم کوچکم:تحقیر شده.  وضعیت حقوقیم:شورشی.

 سن و سالم:سن صخره و سنگ.  نژادم:نژاد زمین خورده.  مذهبم:برادری

                                                                                              « فانون»

 

مادر(سرزمین): دریغ تو خواهی مرد.

شورشی (فانون) : کشته ؟ ... من خویشتن را با دستهای خودن کشته ام . آری مرگی بارور و پرثمر.

مادر :من در ارزوی فرزندی بودم که چشمان مادر را ببندد .

شورشی : اما من می خواهم چشمان فرزندم به خورشید دیگری باز شود .

مادر :ای فرزند ؛مرگی بد و بد فرجام در انتظار توست .

شورشی : مادر؛ مرگی حیات بخش و پر شکوه .

مادر:کینه تو از حد گذشته،کینه!

شورشی : محبتم ،عشقم از حد بگذشته ،عشقم !

مادر : به من رحم کن . علائق من به تو ، پیوند هایم با تو مرا خفه می کند .

شورشی :اما این دنیا به من رحم نمی کند ... در این دنیا حتی یک آدم نگون بخت که کشته شده یا مرد بی نوای شکنجه شدهای که من در وجود او کشته نشده باشم وجود ندارد.

                                                                                           ( گفتگوی فانون با مادر ) 

 

          

 

برویم ... رفقا بهتر آنست که از هم اکنون ساحلی دیگر بجوییم . دیوار شب سیه و دیرپایی را که د رآن غرقه ایم بشکافیم و بیرون رویم ،باید روز تازه ای که سر بر می آورد ما را استوار و آگاه و اندیشمند ، مصمم و گستاخ باز یابد . مقام و موقعیت انسانی و طرحهای انسانی و همکاری میان افراد انسانی در زمینه تلاش هایی که بر جامعیت انسانی می افزایند مسائل تازه ای هستند که نو آوریهای واقعی را طلب می کنند . تصمیم بگیریم از اروپا تقلید نکنیم . گامهایمان را در راهی نو بنهیم و نفس هایمان را در جهتی تازه بکار اندازیم . بکوشیم آن انسان جامع را که اروپا از ساختنش ناتوان مانده ما بسازیم .

                                                                                                   (فرانتس فانون)

 

مطالعه (سال پنجم الجزایز) شاهکار فرانتس فانون فوق العاده الهام بخش بود و شباهت بسیار ایران امروز ما با شرایط آن روز الجزایر بسیار دردناک بود.

باشد که راه آزادی ادامه پیدا کند.

                                                                        شاهین

                                                                                                            

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 1:53  توسط شاهين  | 

Una mattina mi son svegliato
o bella, ciao! bella, ciao! bella, ciao, ciao, ciao
Una mattina mi son svegliato
e ho trovato l'invasor
O partigiano, portami via
o bella, ciao! bella, ciao! bella, ciao, ciao, ciao
O partigiano, portami via
ché mi sento di morir
E se io muoio da partigiano
(E se io muoio sulla montagna)
o bella, ciao! bella, ciao! bella, ciao, ciao, ciao
E se io muoio da partigiano
(E se io muoio sulla montagna)
tu mi devi seppellir
E seppellire lassù in montagna
(E tu mi devi seppellire)
o bella, ciao! bella, ciao! bella, ciao, ciao, ciao
یک روز از خواب برخاستم
آه بدرود زیبا، بدرود زیبا، بدرود زیبا! بدرود! بدرود!
یک روز از خواب برخاستم
دشمن همه جا را گرفته بود
ای مبارز مرا با خود ببر
آه بدرود زیبا، بدرود زیبا، بدرود زیبا! بدرود! بدرود!
ای مبارز مرا با خود ببر
زیرا من آماده شهادت هستم
اگر به عنوان یک مبارز کشته شدم
(وگر بر فراز کوهی کشته شدم)
آه بدرود زیبا، بدرود زیبا، بدرود زیبا! بدرود! بدرود!
اگر به عنوان یک مبارز کشته شدم
تو باید مرا به خاک بسپاری
مرا در کوهستان به خاک بسپار
آه بدرود زیبا، بدرود زیبا، بدرود زیبا! بدرود! بدرود!
 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 19:10  توسط شاهين  | 

بهترین روز سال ٨٨ : 

 ۷ مرداد : تولدم بود خیلی خوش گذشت!

۲۱ مرداد: عالی بود...

۱۳ آبان: .........

۱۶ دی:All fun

۱۷ دی:پارتی شاهین بود.

۲۵ بهمن: ولنتاین!!!

۱۵ اسفند:Nice day

بهترین هدیه :

تولدم -ولنتاین

بهترین سفر :

حیف امسال شیراز تو برنامم نبود

مریوان

ماسوله

مشهد

شمال (سالار دره)

بهترین دوست : 

Ladies: پاکسیما-The Blonde

-Gentleman:شاهین=فواد -امین

بهترین غذا : 

البته همیشه غذا بهترینه اما:

هتل سالار دره با مونا و کامران

پاپیون با مریم

شام در دفتر پازوکی با دوستام

ساندویچ مامان پاکی!!!!!!!!!!!!!!!

شام پارتی شاهین و شیوا

واو بسه دیگه گشنم شد.......

بهترین فیلم :

در این مورد غیر تخصصی نظر دادم

 La Sconosciu Ta

Casanova

IL Caso Dell'infedele KLARA

The Rebound

Hurt Locker

بهترین کتاب :

همشون شاهکارن...

عشق سال های وبا

آئورا

عشق لرزه(نمایش نامه)

نوای اسرار آمیز درون (نمایش نامه)

داستان شنل از نیکلای  گوگول

فرنی و زویی

3 جلد اول تاریخ تمدن ویل دورانت!!!

سرخ و سیاه

بهترین سریال:

به جرات می تونم بگم که با تک تکشون زندگی کردم

 FRIENDS (همیشه بهترین سریال خواهد بود!)

Dexter

Deperate housewives

24

jumong 2

Sex and the City

Grey's Anatomy

Dr.House

بهترین پست :

Per te

Me & She 1

بهترین برنامه برای سال جدید :

می رم دانشگاه....

کلاس ایتالیایی

ادامه ی ویولن

کلاس عکاسی

وقت گذروندن با دوستام(specialy those who belongs to FRIENDS )

عشق و حال.......................................

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 1:29  توسط شاهين  | 

هرچند که اسامی نامزدهای اسکار امسال ناامیدم کرده بود اما جوایز شگفت زده ام کرد.

به جرات می توانم بگویم که پس از ۲۰۰۲ اولین سالی بود که تمامی جوایز با تفکری عمیق و درایتی شگرف انتخاب شده بودند.

امسال اتمسفر آکادمی با سال های گذشته خیلی متفاوت بود بسیار صمیمی شده بود.

حضور مریل استریپ پرافتخارترین هنرپیشه ی زن در لباسی فاخر شکوه خاصی به مراسم بخشیده بود.کوئنتین تارانتینو نیز مانند همیشه اما کمی دوست داشتنی تر شده بود.مورگان فری من نیز یکی از ستارگان امشب بود.

دکور صحنه بسیار کم هزینه تر از سال پیش بود اما نور پرذازی متمرکز تر شده بود.

گروه موسیفی امسال فوق العاده نواختند همچنین از چینش خوبی برخوردار بودند.

به طور کلی انتخاب در بعضی از رشته ها بسیار دشوار و حرفه ای شده بود تا جایی که در مورد بهترین هنرپیشه زن جای تاسف داشت که فقط یک جایزه اهدا می شد!

به نظر من در شاخه ی موسیقی کمی بی انصافی صورت گرفت هرچند که موزیک up نیز خوب بود اما جایزه حق هانس زیمر موزیسین بزرگ فیلم شرلوک هلمز بود پیش از این زیمر نامزدی و جوایز متعدد دیگری را بدست آورده هم چنین از آثار پیشین او می توان به موسیقی متن فیلم گلادیاتور اشاره کرد.

در بخش بهترین هنرپیشه ی زن انتخاب بسیار بسیار ظریف و دشوار بود اما ساندرا بولاک نیز به راستی شایسته ی جایزه ای که گرفت بود.همچنین واکنش و سخنان او پس از دریافت جایزه تحسین برانگیز بود.بولاک از ابتدای مراسم به گونه ای ظاهر شده بود که تحسین همگان را برانگیخت تا آن جا که مجری در   Red carpet گفت: واو ساندرا برای بردن اسکار آمده!

جای خالی هیث لجر فقید در هنگام اعطای جایزه ی هنر پیشه ی مکمل زن به شدت مشخص بود و همگان را متاثر کرد.

از جمله ستارگان حاضر در مراسم امشب سارا جسیکا پارکر ستاره ی مجموعه ی تلویزیونی                  Sex  and the city بود که ظاهرش از سال گذشته هم نامناسب تر بود!

جرج کلونی نیز باید خود را برای سیلی از انتقادات به جا آماده سازد زیرا در اکثر صحنه ها رفتار بسیار زننده ای را از خود  نشان داد.

و اما برخلاف پیش بینی بسیاری در این مورد که Avatar  بیشتر جوایز را به خود اختصاص می دهد چنین نشد و این بار بر دوش Hurt Locker افتاد.فیلمی که در نوع خود بی نظیر بود از تمامی جهات به جرات می توان گفت که فیلم دید بسیار تازه ای از جنگ را بیان می داشت.

در پایان اسکار امسال را بسیار قوی ارزیابی می کنم و امیدوارم این رویه ادامه پیدا کند.

دیدن تمامی برندگان جوایز امسال را به شما عزیزان توصیه می کنم به ویژه فیلم Hurt Locker .

                     

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 10:7  توسط شاهين  | 

۸ مارس روز جهانی زن گرامی باد

به امید آزادی تمامی زنان در سرتاسر کره ی خاکی

Purple Hyacinth looks blue

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 23:50  توسط شاهين  | 

حرفهایی هست برای نگفتن

و ارزش عمیق هرکس

به اندازه ی حرفهایی است

که برای نگفتن دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 17:46  توسط شاهين  | 

گرامی باد یاد و خاطره پدر ملت مرحوم دکتر محمد مصدق...

بزرگ مردی که تا پای جان نگاهبان ایران بود.تنها کسی که آرمان ایرانبد او را می ستاید.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 23:15  توسط شاهين  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 11:39  توسط شاهين  |